حریم ریحانه

در مورد حجاب

نرم افزار قرآنی

منبع : گيگا رايانه | آسان دانلود


نرم افزار مهمان خدا براي استفاده‌ آسان روزه ‌داران از متون ديني و مشاوره‌ هاي تغذيه و تندرستي در ماه رمضان و استفاده از زنگ‌ هاي يادآور براي بيدار شدن و آگاهي از اوقات شرعي طراحي شده است. استفاده از اين نرم افزار رايگان است .
همچنين با توجه به اينكه اين نرم افزار جاوا مي باشد ، لذا در اكثر گوشيهاي تلفن همراه قابل اجراست .
امکانات نرم افزار :
احکام روزه شامل:
احکام و استفتائات مراجع مختلف آيات عظام (امام خمینی (ره) – مقام معظم رهبری – فاضل لنکرانی – مکارم شیرازی – نوری همدانی – بهجت و جواد تبریزی) در مورد روزه و ماه مبارک رمضان
ادعیه ماه مبارک رمضان شامل :
دعای آغاز ماه مبارک رمضان
دعای سحر
دعاهای افطار
دعای افتتاح
دعای هر شب
دعای یا علی و یا عظیم
نماز روزهای ماه مبارک رمضان
نمازشب های ماه مبارک رمضان
اعمال مشترک شبهای قدر
نماز عید فطر
»» لازم به ذكر است ترجمه فارسي ادعيه نامبرده شده نيز توسط نرم افزار مذكور ارائه مي شود.
بخش مشاوره تندرستی :
این بخش شامل دلایل علمی و گفتگو با متخصصان مختلف ، برای فواید روزه درتندرستی می باشد.
بخش مشاوره تغذیه :
در این بخش راهنمایی های لازم جهت استفاده کردن یا عدم استفاده از برخی غذاها و خوراکی ها براي فرد روزه دارارائه شده است .
بخش زنگ های یادآور :
در این بخش قادرید تا با انتخاب شهر مورد نظر خود (یا نزدیک ترین شهر به محل سکونت خود) از ساعات مختلف اوقات شرعی با خبر شويد. نرم افزار با پخش اذان ، شما را از فرا رسيدن زمان ملكوتي اذان مطلع مي سازد.
همچنين قادر خواهيد بود برنامه را به گونه اي تنظيم نمائيد كه شما را قبل از فرار رسيدن اذان صبح براي صرف سحري از خواب بيدار نمايد. تنظيم اين كه چند دقيقه يا چند ساعت قبل از اذان شما را آگاه سازد به راحتي قابل تنظيم است (حداكثر تا ۹۰ دقيقه قبل از اذان) .


 راهنمای استفاده از نرم افزار :
استفاده از بخش‌های متنی این نرم‌افزار بسیار ساده است. كافی است در منوهای مختلف آیتم دلخواه انتخاب شود تا متن آن نمایش داده شود. برای استفاده از زنگ‌های یادآور هم به روش زیر عمل كنید.
1- در بخش تنظیمات اوقاتی که مایلید صدای اذان پخش شود را انتخاب و ثبت کنید.
2- شهر محل سکونت یا نزدیک‌ترین شهر به آن را انتخاب کنید تا اوقات شرعی آن محل به صورت خودکار محاسبه شود.
3- در بخش ساعت بیداری مشخص کنید که مایلید چند دقیقه قبل از اذان صبح بیدار شوید. حداکثر فاصله‌ی پخش زنگ بیداری تا اذان صبح نود دقیقه است.
4- برای استفاده از امکانات زنگ‌های یادآور نباید از نرم‌افزار خارج شوید. برای پنهان شدن صفحات نرم‌افزار از دکمه‌ی (مخفی کردن) در منوی اصلی استفاده کنید.
5- اگر از نرم‌افزار خارج شوید، زنگ‌های یادآور پخش نمی‌شوند و با اجرای دوباره‌ی آن نیازی به تنظیم مجدد ندارید.
6- حتما ساعت و تاریخ میلادی گوشی تلفن خود را تنظیم کنید تا اوقات شرعی و زمان پخش زنگ‌های یادآور درست محاسبه شوند. دقت كنید زمانی كه ساعت و تاریخ را تنظیم می‌كنید باید از نرم‌افزار خارج شده‌ باشید و پس از تغییر ساعت و تاریخ دوباره نرم‌افزار را اجرا كنید .

 چون گوشی‌های موجود در بازار از تنوع زیادی برخوردارند نسخه‌های مختلفی از این نرم‌افزار تهیه‌ شده است که باید نسخه‌ی سازگار با گوشی خود را انتخاب کنید ، همچنین با توجه به اینكه این نرم افزار جاوا می باشد ، لذا در اكثر گوشیهای تلفن همراه قابل اجراست .


 نسخه 1.1 : برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را دارند.
 دانلود - 817 کیلوبایت | لینک کمکی

 نسخه 1.2 : برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها بالا است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را دارند. بنابراین اگر متن و منوهای نرم‌افزار روی LCD شما کوچک دیده می‌شد از این نسخه استفاده کنید.
 دانلود - 828 کیلوبایت | لینک کمکی

 نسخه 1.3 : برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را ندارند. اگر هنگام نصب نرم‌افزار با پیغام Unable to install مواجه شدید از این نسخه استفاده کنید.
 دانلود - 800 کیلوبایت | لینک کمکی

 نسخه 1.4 : برای گوشی‌هایی طراحی شده‌است که کیفیت نمایش LCD آن‌ها معمولی است و قابلیت پردازش توابع مربوط به محاسبه‌ی اوقات شرعی را دارند. اگر هنگام نصب نرم‌افزار با پیغام Unable to install مواجه شدید و نسخه‌ی 1.3 روی LCD شما کوچک دیده می‌شد از این نسخه استفاده کنید.

 دانلود - 814 کیلوبایت | لینک کمکی
 پسورد فايل زيپ : www.asandownload.com
سایت سازنده

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 17:35  توسط یک زن ایرانی  | 

ویژه نامه ولادت حضرت علی اکبر(ع)

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 21:7  توسط یک زن ایرانی  | 

ویژه نامه بعثت پیامبر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 19:56  توسط یک زن ایرانی  | 

پرسش وپاسخ

سوال:

 آیا تحصیل علم بر زن هم مثل مرد لازم است ؟ اگر هست پس چرا یک زن بدون اجازه همسرش مجاز به تحصیل نیست و آیا این مغایر یا اصل تساوی حقوق زن و مرد از نظر اسلام نیست ؟ (نه فقط در این مورد که در بسیاری موارد دیگر که اسلام حق زن ومرد را در آن موارد مساوی دانسته در مورد زن آن را منوط به اجازه همسرش می داند این چه جور تساوی است ؟)

جواب:

بدون شک علم از ارزشهایی است که ضرورت تحصیل آن برای هر انسانی اعم از زن و مرد روشن است ولی علم آموزی و دانشجویی گاهی واجب عینی بوده و بر خانمی آموختن آن لازم است و دیگری نمیتواند جای او را پر کند و چاره ای جز پرداختن بدان نیست . در این صورت بدون اجازه شوهر هم جایز است ولی اگر در حد واجب کفایی است و دیگران به اندازه کافی در آن رشته علمی وجود دارند وترک تحصیل ایشان پیامد مهمی را در پی نخواهد داشت . در این صورت اجازه شوهر شرط آموزش و دانش و پزوهش میباشد اما در مورد تساوی حقوق زن ومردو تنش آن با ولایت و حاکمیت شوهر چند نکته قابل تامل و یادآوری است :

1_اسلام پیام اور عدالت است نه تساوی که خود توسعه استبداد است زیرا عدالت پرداختن حقوق لازم هر کس و هر چیزی به مقدار شایستگی و لیاقت است ولی تساوی پرداخت یکسان به افراد مختلف است . مثلا اگر استادی به همه دانشجویان به طور مساوینمره 2 بدهد ، مساوات را عمل نموده است ولی اگر به هر یک از دانشجویان نمره متناسب با تلاش ، کوشش و شایستگی را بدهد عادلانه عمخل نموده است .

2-نقش و جایگاه اجاه شوهر در زندگی نقش تدبیر و مدیریت جامعه کوچک خانواده است ، مدیریتی که ضرورت اجتناب ناپذیر هر اجتماعی است برای رسیدن به اهداف و آرمانهایش در غیر این صورت آن اجتماع هر چند کوچک دچاغر هرج ومرج و هدر رفتن توان و نیرو و نارسایی ها و کاستیهای فراوان خواهد شد .

از این رو شوهر که موجودی است دارای توانایی بیشتر در عرصه اجتماعی نظیر تجارت کار ، حراست ، تامین امنیت و امکانات مادی و هزینه های جاری زندگی خداوند متعال به وی مسئولیت اداره خانه و خانواده را واگذار نموده است و از آنجایی که لازمه اجتناب ناپذیر مدیریت داشتن اختیارات است به مدیر خانواده هم اختیاراتی واگذار شده است که فقط در صورت مصلحت افراد خانواده باید از آن استفاده شود . بنابراین :

1-    اختیارات شوهر در جایگاه مدیریت منزل واگذاری مسئولیت سنگین اداره زندگی است نه یک فضیلت و برتری مرد بر زن

2-    همه اختیارات شوهر قابل واگذاری به همسر یا شخص دیگری با شرط ضمنی عقد می باشد .

3-    اجازه شوهر و عدم اجازه نباید بر اساس هوسها و تعصبها ی نابجا باشد .

4-    فراگیری دانش محدودیتی برای بانوان ندارد و با شرط ضمن عقد میتوان اجازه شوهر را حذف نمود .

5-    در صورت عدم اجازه شوهر ضرورت اطاعت پذیری دارد .  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 16:16  توسط یک زن ایرانی  | 

دختران و ارتباط با جنس مخالف

 

دختر

               

در این مقاله به برسی وظیفه ی دختران در ارتباط با جنس مخالف می پردازیم .البته این رهنمودها کلی بوده و پسرها هم می توانند از آن استفاده کنند. اما روی صحبت ما بیشتر با دخترانی است که در آینده باید مادرانی موفق و پاکدامن باشند تا فرزندانی پاک و سالم تربیت کنند :

 

اگر صمیمیت، رفاقت، محبت و مهرورزى... بنیاد ارتباط با جنس مخالف باشد ، این رابطه آسیب‏پذیر و چراگاه شیطان است. پس دختر در ارتباط با جنس مخالف باید متکبرانه برخورد کند تا از آفت‏هاى ارتباط که هر لحظه ممکن است خرمن عفت و پاکى‏اش را به خطر اندازد ، مصون بماند. ضمن تأکید مجدد بر حفظ حرمت انسانى، شما دختران عزیز را به رعایت مقررات دینى و اخلاقى در ارتباط ها، به ویژه رابطه با جنس مخالف، توصیه مى‏کنیم. مبادا با نگاهى آلوده و کلامى خلاف موازین شرعى، سرمایه انسانى و عفاف و حیا و کرامت انسانى خود را به خطر اندازید.

اصل رابطه دختر و پسر ممنوع نشده است بلکه اسلام آن را روش مند و نظام مند کرده است زیرا اگر این نیاز نیز مانند سایر نیازهای جسمی و روانی ، بخواهد به طور کامل ارضا شود و انسان را دچار مشکلی نکند باید تحت ضابطه، نظم و شرایط خاص خود باشد.

منکر این نیستیم که یکی از نیازهای طبیعی انسان وقتی که به سن نوجوانی و بلوغ می رسد ، رابطه با جنس مخالف است. اصل وجود این نیاز و احساس طبیعی ، در همه انسان ها نهاده شده تا پسر و دختر انگیزه ی لازم را برای تشکیل زندگی مشترک داشته باشند . شدت این انگیزه به حدی است که آنها را از خانواده خود جدا می کند و آماده می کند تا با وجود همه مشکلات و سختی ها، در کنار هم باشند و سبب آرامش روح و روان یکدیگر گردند.

 

بنابر این اصل رابطه دختر و پسر ممنوع نشده است بلکه اسلام آن را روش مند و نظام مند کرده است زیرا اگر این نیاز نیز مانند سایر نیازهای جسمی و روانی ، بخواهد به طور کامل ارضا شود و انسان را دچار مشکلی نکند باید تحت ضابطه، نظم و شرایط خاص خود باشد. افراط و تفریط و پیروی نکردن از توصیه های عقل و شرع، نه تنها در مسیر ارضای این نیاز ، مانع ایجاد می کند ، بلکه تأثیرات مخربی در دیگر زمینه های زندگی انسان ایجاد می کند.

اگر می پرسید  چرا در وجود ما غریزه و نیازی قرار داده شده است که آنقدر باید مهار شود؟ و در صورت عدم مهار دردسر ساز است؟در جوابتان باید بگوئیم :

- خیلی چیزها در ما گذاشته شده است ولی ما باید به کمک عقل استفاده صحیح و معتدل از آن را یاد بگیریم مثلا در ما قوه خشم و غضب هم گذاشته شده است آیا باید با همه با عصبانیت و خشم رفتار کنیم یا باید عصبانیت و خشم رادر جای خود استفاده کنیم. یا ما قدرت بر دیدن وشنیدن داریم آیا مجازیم هر چه را هر چند به ضرر ما باشد ببینیم و بشنویم؟ قطعا پاسخ شما منفی خواهد بود.

در مورد ارتباط دختر و پسر نیز این احساس در ما وجود دارد و غیر قابل انکار است ولی باید با این احساس عا قلانه برخورد کرد و از افراط و تفریط  اجتناب کرد.

ارتباط

 

اسلام به طور کلی (خواه دختر و پسر یا زن و مرد نامحرم) به منظور حفظ عفت عمومی ،هر گونه ارتباط نامشروع با نامحرم اعم از سخن گفتن از روی هوس، نگاه ناپاک ، تماس بدنی و ... را ممنوع کرده و بر حیا و عفت و پاکدامنی تأکید نموده است.

پیامبر اکرم(ص) سخن گفتن زن با مرد نامحرم را نهی کردند و فرمودند: "هر مرد ی که با زن نامحرمی دست دهد ، دچار غضب الهی شود و هر کس با زن نامحرمی همراه شود و در جای خلوتی قرار گیرد ، در زنجیری از آتش قرار خواهد گرفت".(1)

 

 

 

اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .

واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ازلحاظ روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه  اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان ، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگهدارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده است .

از جمله آن احکام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .این ها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسى براى هدایت انسان ها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است . بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه هاى شهوانى درانسان شود و موجب اختلال در نظم اجتماعی و بنیان خانواده شود و به آرامش روحى ، روانى و عفت عمومى ، صدمه وارد کند ، موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .

در بحث ارتباط با جنس مخالف  آسیب پذیری دختران و زنان بیشتر است .آنان حساس تر بوده و ممکن است تحت تاثیر احساسات خود قرار گیرند.به همین دلیل خانواده ها بخصوص در ایران بر روابط و رفت و آمدهای دختران خود حساس تر هستند. خود دختران نیز باید مراقبت بیشتری از گوهر وجودی خویش کرده و جسم وروح خود را سالم و پاکیزه نگاه دارند زیرا همانگونه که گفتیم آینده ی جامعه در گرو پاکدامنی مادران آن جامعه است.

پی نوشت:

1. بحارالانوار، ج 101، ص 32.

 

 

منابع : کانون گفتمان قرآن

کتاب تحلیلی تربیتی برروابط دخترو پسر درایران

برداشت از سایت تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 20:30  توسط یک زن ایرانی  | 

بانوي ايراني

زن نمونه در اسلام

حاجيه خانم سيده نصرت بيگم امين ( معروف به بانوي ايراني ) فرزند سيد محمد علي ، امين التجار اصفهاني و مادرش بانويي بسيار شريف ، متعبد و خير خواه بود . خداوند پس از سه فرزند پسر ،اين دختر را به آنان عطا فرمود . مادر ، با روشن بيني در چهار سالگي فرزند را به مکتب فرستاد . به اين ترتيب بانو امين تحصيل را آغاز کرد و در 15 سالگي با پسر عموي خود معين التجار که از بازرگانان سرشناس و معتبر ازدواج کرد و به خانه داري و تربيت فرزندان مشغول شد . اما اين امر نيز نتوانست مانع ادامه تحصيل و عشق به مطالعه و تحقيق ايشان در معارف اسلامي شود .

بانو امين صاحب 8 فرزند شد که 7 تن از آنها در زمان حيات ايشان به مرگي زود رس در گذشتند و فقط يک فرزند برايشان باقي ماند . خود اين واقعه را ابتلا و آزمايش حق تعالي تعبير ميکرد .

اين بانوي فاضله با پشتکار و تلاشي بي نظير به تحصيل صرف ، نحو ، بلاغت ، تفسير ، علم حديث ف فقه ، فلسفه و عرفان پرداخت و با وجود مشکلات متعددي که در فضاي حاکم بر آن ايام براي زنان در امر تحصيل وجود داشت ، طلبگي و تحصيل خود را در سطوح عاليه نيز ادامه داد تا اين که در چهل سالگي مرتبه و تسلط علمي ايشان مورد تاييد علما و مراجع تقليد فقرار گرفت و به در يافت درجه اجتهاد و روايت نايل شد . بانو امين اغز چهل سالگي تا پايان عمر به تاليف کتب ، تدريس ، پاسخگويي به پرسشهاي ديني مردم و ارشاد دختران و زنان پرداخت . مجتهده سيده نصرت بيگم امين در سال 1344 ه با سرماي خود مکتبي به نام فاطمه عليها السلام و نيز دبيرستاني دخترانه تاسيس کرد به اين ترتيب براي بسياري از دختراني که به واسطه جو حاکم بر آن ايام و با توجه به کشف حجاب و اين که دبيران مرد در دبيرستانهاي دخترانه تدريس ميکردند ، از نعمت تحصيل منع شده بودند ، زمينه ادامه تحصيل را فراهم آورد . ايشان همچنين در کانون تبليغات ديني بانوان اصفهان به تدريس معارف و تفسير قران و پاسخگويي به سوالات پرداخت و تا پايان عمر پر برکت خود به تعليم و کوشش در جهت رشد علمي و معنوي دختران و زنان اهتمام ورزيد. در مورد آموختن علوم و کسب معارف ، اين بانوي فاضله چنين اضهار ميدارد : ( در نوشته هايم کمتر از امور خارجي کمک گرفتم و غالب نوشته هايم با ارشاد وکمک (او ) بوده است ) . جديت اين حکيم الهي در امر تحصيل به حدي بود که ميگفت : هيچ چيز نميتواند کلاس درس را تعطيل کند ، حتي مرگ فرزند ) يکي از اساتيد بانو امين ، مرحوم آيت الله حاج مير سيد علي نجف آبادي نقل کرده است : ( روزي شنيدم فرزند ايشان فوت شده است . فکر کردم خانم ديگر درس را تعطيل خواهد کرد ريال ولي بر عکس دو روز بعد کسي را به سراغم فرستاد که براي تدريس به منزل ايشان بروم و من از اين علاقه ايشان به تدريس و تحصيل ، سخت تعجب کردم ) .

به اين ترتيب او بيشتر علوم را در خانه و نزد علامه فقيه آيت الله سيد محمد علي نجف ابادي و شيخ مرتضي مظاهري فرا گرفت ، تا اين که تحصيل و تحقيق ايشان به حدي ميرسد که بعضي از علما و مراجع تقليد از جمله مرحوم آيت الله العظمي محمد کاظم شيرازي ، آيت الله العظمي عبد الکريم حائري و آيت الله ابراهيم حسيني شيرازي اصطهباناتي ، پس از امتحان و طرح پرسشهاي بسيار و دريافت جوابيه هاي مکفي و مطمئن ، به ايشان اجازه اجتهاد و استنباط احکام شرع ميدهند .

**این بخش از مطالب رو از وبلاگ دایره(www.o.blogfa.com/post-232.aspx&usg)استفاده کردم:

 امين به فرهنگ‌سازي در عرصه عمومي توجه خاصي داشت. بر همين اساس بود که به مقابله با موافقان بي‌حجابي در سال‌هاي پيش از انقلاب پرداخت. نوشته‌هاي او در باب دفاع از پوشش ديني با عنوان «يک بانوي ايراني» منتشر مي‌شد. علاوه بر حضور در صحنه فکري، وي در سال 1344 با سرمايه شخصي‌اش دبيرستان مكتب فاطمه(س) را در اصفهان تاسيس كرد تا زمينه تحصيل دختران در محيطى سالم را فراهم كند. توجه اين بانوي مجتهد ايراني به حضور زنان در جامعه در محيطي عاري از فساد البته در بزنگاه‌هاي تاريخي مانند کشف حجاب نيز نمايان است. دغدغه فکري وي در اين زمينه، موجب نگارش کتاب روش خوشبختي شد. وي در اين کتاب متذکر مي‌شود: «همانگونه که اگر عضوي از اعضاي بدن به بيماري مبتلا شود، ساير اعضا سالم نمي‌مانند، اگر زنان يک جامعه ـ که از ارکان آن هستند ـ فاسد شوند، جامعه‌اي را به فساد مي‌کشند، به‌خصوص اگر فساد يا گناهشان علني باشد.» بانو امين در خرداد 1362 شمسي مصادف با رمضان 1403 قمري درگذشت. مرقد وي در تکيه امين‌التجار واقع در تخت فولاد اصفهان است.

 روحشان شاد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:5  توسط یک زن ایرانی  | 

سلام

میلاد امام جواد(ع) رو تبریک میگم

برای داشتن یه زندگی خوب وسعادتمند باید متوسل بشیم به ائمه اطهار وچه کسی بزرگوارتر از جواد الائمه(ع)

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 17:38  توسط یک زن ایرانی  | 

حجاب ، عامل افزایش اعتماد به نفس



رعایت مسآله عفاف و حجاب در بهداشت روان افراد بسیار تاثیر گذاراست. به طوری که اضطراب و نگرانی را کم کرده ، و موجب بالا رفتن اعتماد به نفس اشخاص می گردد.

به گزارش ستاد اطلاع رسانی نخستین جشنواره و همایش نور ، دکتر سیما فردوسی ، عضو هیات علمی دانشکده روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس برنامه های تلویزیونی ضمن بیان این مطلب گفت: جدیدترین تحقیقات نشان داده زنانی که مایل به نشان دادن خود به مردان غریبه هستند، به توانایی های درونی خودشان اعتماد کافی ندارند و از همین رو به سمت استفاده از جاذبه های ظاهری روی می آورند.


مدیر سابق گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی، در ادامه به تفکرات تربیتی متفاوت به عنوان آفتی برای پرورش دینی کودکان و نوجوانان اشاره کرد و گفت: جامعه ما دارای تفکرات متفاوت و سبک های مختلف تربیتی است. بنابراین لازم است در مرحله اول پدران، مادران و معلمان مدارس نسبت به جایگاه و اهمیت حجاب توجیه شوند تا در مرحله دوم با آموزش مفاهیم عفاف و حجاب از سنین خردسالی ، بتوانیم شاهد شکل گیری یک جامعه دینی یکپارچه باشیم و نفاق ها و دوگانگی های شخصیتی موجود که بر اثر تربیت های چندگانه است، بر طرف شود.


وی درمورد تاثیر رسانه ها به خصوص رسانه های تصویری و نقش آن در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب تاکید کرد: مخاطبان در سنین نوجوانی و جوانی به صورت ویژه ای از رسانه ها خصوصا رسانه های تصویری الگو می پذیرند.

بنابراین لازم است رسانه ها به شکلی جذاب مساله پوشش را برای مخاطبان مطرح کنند و ویژه برنامه هایی را با تکیه بر تحقیقات محکم ترتیب دهند که باعث جذب نوجوانان، و جوانان گردد.



+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:20  توسط یک زن ایرانی  | 

چادر چه ربطي به حجاب دارد؟


جلباب قرآني و چادرهاي امروزي


برخي مدعي هستند که " چادر، حجاب ديني و مذهبي نيست " . در اين مقاله قصد داريم بدون جانب داري ، به اين بحث پرداخته و پاسخي شايسته ارائه دهيم :

دقت و پژوهش در آيه‌ي 59 سوره‌ي احزاب، صحت ادعاي مذکور را مورد ترديد جدي قرار مي‎دهد.

خداوند در اين آيه خطاب به پيامبرش فرموده است:

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً؛

اي پيغمبر، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خويشتن را با چادر خود فرو پوشند، که اين کار براي اين که آنها به عفت و حريت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوس‎رانان آزار نکشند؛ بر آنان بسيار بهتر است و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.

«جلابيب» جمع «جلباب» است و جلباب در کتاب‌هاي لغت معتبر، مثل لسان العرب، صحاح اللغة و معجم الوسيط، به «ملحفه» معنا شده است و ملحفه پوششي گسترده است که زن خود را در آن مي‎پيچد.[1]


قبل از بررسي معنا و مفهوم جلباب، بايد ديد چادر رايج در بين زنان مسلمان و ايراني چه نوع پوششي است و عناصر و مؤلفه‎هاي اصلي تشکيل‎دهنده‌ي آن چيست؟ با اندک تأملي مي‎توان گفت چادر داراي دو مؤلفه‌ي اصلي ذيل است:

1. اندازه‌ي چادر: پوشش وسيع، که از بالاي سر تا پايين پاي زن را مي‎پوشاند.

2. کارکرد چادر: پوششي جلوباز که از بالاي سر، روي لباس‎هاي ديگر پوشيده مي‎شود و به نحو خاصي کنترل و جمع و جور مي‎گردد.


حال بايد بررسي نمود آيا جلباب قرآني که در بعضي تفاسير از آن به ملحفه تعبير شده است،[2] دو عنصر ذکر شده براي چادرهاي رايج فعلي را دارد يا نه؟ اگر دو عنصر ياد شده را بتوان براي جلباب اثبات نمود، مي‎توان ادعا کرد که جلباب قرآني همانند چادرهاي رايج فعلي بوده است و گرنه نمي‎توان چنين ادعايي کرد؛ از اين رو، به بررسي دو مؤلفه‎ي اندازه و کارکرد جلباب مي‌پردازيم:

الف) اندازه‌ي جلباب:
تقريباً همه‌ي کتاب‌هاي لغت در اين که جلباب پوششي وسيع است اتفاق نظر دارند، ولي ديدگاه‎هاي کتاب‌هاي لغت و تفسير درباره‌ي اندازه‌ي دقيق جلباب متفاوت است.

از مجموع کلمات مفسرين در مورد اندازه‌ي جلباب، سه ديدگاه قابل اشاره است:

ديدگاه اول: جلباب پوششي فراگير بوده که از بالاي سر تا پايين پا را مي‎پوشانده است. اين ديدگاه از کتاب‎هاي لغوي و تفسيري فراوان استفاده مي‎گردد.[3]

ديدگاه دوم: جلباب پوششي بزرگ‌تر از خمار (مقنعه) بوده که کم‌تر از مقدار ردا، يعني تقريباً تا زانوها را مي‎پوشانده است. اين ديدگاه از بعضي از کتاب‎هاي لغت، مثل مصباح المنير فيومي استفاده مي‎شود.[4]

ديدگاه سوم: جلباب همان خمار (مقنعه) است؛ پوششي که فقط سر و سينه‎ها را مي‎پوشانده است. اين ديدگاه از مفردات راغب اصفهاني به دست مي‎آيد.[5]

ما معتقديم شواهد مختلفي وجود دارد که صحت ديدگاه اول و مخدوش بودن ديدگاه دوم و سوم را ثابت مي‎کند که بعضي از آنها عبارت‌اند از:

شاهد اول: درباره‌ي پوشش حضرت فاطمه‌ي زهرا(س) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براي دفاع از فدک اين گونه نقل شده است:

لاثت خمارها علي رأسها و اشتملت بجلبابها.[6]

يعني فاطمه‌ي زهرا(س) خمار و مقنعه‌ي خويش را بر سر و جلباب، يعني پوششي که شامل و در بر گيرنده‌ي تمام آن وجود مبارک بود بر تن کردند.

از نحوه‌ي پوشش حضرت در قضيه‌ي مذکور دو نکته استفاده مي‎شود:

1) پوشش حضرت در بيرون منزل، همان دو پوشش قرآني مستقل از يکديگر به نام «خمار» و «جلباب» بوده است؛ بر اين اساس، نظر طرف‌داران ديدگاه سوم، مثل راغب اصفهاني در مفردات که جلباب را به خمار معني کرده است، مخدوش مي‎گردد.

2) از عبارت «و اشتملت بجلبابها»، به روشني استفاده مي‎شود که جلباب، پوششي سرتاسري بوده که تمام آن وجود مبارک، از سر تا قدم‌ها را فرا مي‎گرفته است؛ بنابراين، نظر طرف‌داران ديدگاه دوم؛ که قايل بودند جلباب تقريباً تا زانوها را مي‎پوشانده است، مخدوش مي‎گردد.

شاهد دوم: از کتاب‌هاي لغوي، مثل مصباح المنير فيومي که گفته‎اند: «الجلباب ثوب اوسع من الخمار؛ جلباب پوششي گسترده‌تر‎ از خمار است»، تباين و مستقل بودن «خمار» و «جلباب» به خوبي استفاده مي‎شود.

شاهد سوم: احاديثي هم‎چون حديث نبوي(ص) «و لغير ذي محرم اربعة اثواب: درع و خمار و جلباب و ازار»[7] که از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل نام برده است نيز، شاهد بطلان ديدگاه سوم است.

شاهد چهارم: زمخشري در تفسير کشاف و آلوسي در تفسير روح المعاني از ابن عباس، صحابي پيامبر اکرم(ص) و شاگرد امام علي(ع) نقل کرده‎اند که جلباب پوششي بوده که از بالا تا پايين بدن را مي‎پوشانده است؛[8] که با اين شاهد بطلان ديدگاه دوم اثبات مي‎شود.

حاصل اين که اندازه‎ي جلباب قرآني به مقداري بوده است که همانند چادرهاي زمان حاضر از بالاي سر تا پايين پا را مي‎پوشانده است.


ب) کارکرد جلباب:

براي فهميدن کارکرد جلباب و کيفيت پوششي آن، لازم است معناي «ادناء» در آيه‎ي «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ» معلوم شود. آلوسي از ابن عباس و قتاده و زمخشري در تفسير کشاف از ابن سيرين نقل کرده‎اند که مراد از «يدنين» قرار دادن جلباب در بالاي ابرو و گردن و جمع و جور کردن و قرار دادن گوشه‎هاي جمع شده‌ي آن در بالاي بيني است،[9] که معمولاً بانوان متدين و حساس نسبت به رعايت حجاب در مواجهه با نامحرم اين کار را انجام مي‎دهند. از عبارت ابن عباس، قتاده و ابن سيرين معلوم مي‌شود که جلباب همانند چادرهاي فعلي، پوششي جلوباز بوده است که واژه‌ي «يدنين» در آيه‌ي شريفه نيز مؤيد اين مدعاست؛ بنابراين، از نظر کارکرد و کيفيت پوشش نيز جلباب قرآني، شبيه چادرهاي امروزي بوده است.

به رغم اين که بحث بر سر الفاظ و نام‎گذاري نيست و مهم اين است که حقيقت و مصداقي از پوشش، شبيه چادرهاي فعلي، در صدر اسلام موجود بوده است، ولي با اين همه، خوش‌بختانه در کتاب‎هاي واژه‎هاي قرآني و کتاب‌هايي که درباره‌ي جلباب بحث نموده‌اند، جلباب به چادر معنا شده است و اين مؤيد بسيار خوبي است بر اين که آنها نيز به دليل اشتراک مؤلفه ‎ها و عناصر جلباب و چادر، همانند ما، از جلباب قرآني معناي چادر را فهميده‎اند.[10]

ثانياً، گذشته از آنچه که براي اثبات مشابهت معناي چادر و جلباب گفته شد، چگونه ممکن است که مراجع تقليد، به عنوان بزرگ‌ترين رهبران ديني اسلام در زمان غيبت، چادر را پوشش مطلوب و بهتر معرفي کنند،[11] ولي در عين حال، گوينده‌ي محترم بدون ارائه‌ي هيچ دليل و مدرکي، ادعا نمايد که چادر هيچ ارتباطي به دين و مذهب ندارد؟!

حاصل اين که، با توجه به مشابهت بسيار نزديک جلباب قرآني با چادر، از نظر اندازه و کارکرد ، مي‌توان ادعا کرد که چادر ارتباط وثيقي با دين اسلام و قرآن دارد؛ و بدين ترتيب ادعاي اول که چادر ارتباطي با دين و مذهب ندارد ابطال مي‌گردد.


پي نوشتها:

[1 ] الملحفة: بالکسر، هي الملائة التي تلتحف بها المرأة (واللحاف) کل ثوب يتغطي به: فيومي، المصباح المنير، ريشه‌ي لحف.

[2] به عنوان مثال ر.ک: شيخ طوسي، التبيان في تفسير القرآن، ج 8، ص 361؛ ميرزا محمد مشهدي، کنزالدقائق، ج 8، ص 226 و فيض کاشاني، تفسير صافي، ج 4، ص 203، ذيل آيه‌ي 59 سوره‌ي احزاب، (آيه‌ي جلابيب).

[3] به عنوان نمونه، ر.ک: شيخ طوسي، تفسير تبيان؛ بيضاوي، تفسير انوار التنزيل و اسرار التأويل و علامه طباطبايي، تفسير الميزان؛ شيخ محمد جواد مغنيه، تفسير الکاشف، ذيل آيه‌ي جلابيب؛ هم‎چنين از ابن عباس، مفسر بزرگ قرآن کريم اين ديدگاه استفاده مي‎شود که در ضمن بررسي اقوال سه گانه خواهد آمد. در کتاب الجدول في اعراب القرآن و صرفه و بيانه، ذيل آيه‌ي 59 سوره‌ي احزاب (آيه‌ي جلابيب) آمده است: «جلابيب جمع جلباب اسم جامد للملاءة التي تشتمل بها المرأة قال المبرَّد: الجلباب ما يستر الکل مثل اللحفة»؛ هم‌چنين اين ديدگاه از کلام ابن عربي در کتاب احکام القرآن در ذيل آيه‌ي جلباب نيز استفاده مي‌شود. علاوه بر کتب تفاسير، از بعضي کتاب‌هايي که به طور مفصل درباره‌ي احکام زنان بحث کرده‌اند ديدگاه اوّل صريحاً استفاده مي‌شود؛ مثلاً در کتاب المفصل في احکام المرأة والبيت المسلم في الشريعة الاسلامية، ج 3، ص 3222 آمده است: انّه الملاءة التي تشتمل بها المرأة فتلبسها فوق ثيابها و تعظي بها جميع بدنها من رأسها الي قدمها و الجلباب بهذا التعريف شبيه العَباءة»

[4] . الجلباب: ثوب اوسع من الخمار دون الرداء: فيومي، المصباح المنير، ريشه‌ي جلب.

[5] . الجلابيب: القمص و الخمر الواحد الجلباب: راغب اصفهاني، معجم مفردات الفاظ القرآن، ريشه‌ي جلب.

[6] . طبرسي، الاحتجاج، ج 1، ص 98.

[7] . طبرسي، مجمع البيان، ج7، ص155.

[8] . عن ابن عباس: الرداء الذي يستر من فوق الي اسفل: زمخشري، تفسير کشاف، و آلوسي، تفسير روح المعاني، ذيل آيه‌ي جلباب (آيه‎ي 59 سوره‌ي احزاب.)

[9] . عن ابن سيرين سألت عبيدة السلماني عن ذلک (يدنين) فقال ان تضع رداءها فوق الحاجب ثم تديره حتي تضعه علي انفها. شبيه تعبير مذکور عبارت‎هاي مختلفي در تفسير آلوسي، ذيل آيه‎ي‌جلباب نقل شده است که نحوه‎ي کارکرد جلباب را بيان مي‎کند؛ مثلاً از ابن عباس و قتاده اين‎گونه نقل شده است. «تلوي الجلباب فوق الجبينين و تشده ثم تعطفه علي الانف و ان ظهرت عينها لکن تستر الصدر و معظم الوجه».

[10] . ر.ک: لسان التنزيل، تأليف قرن 4 و 5، ه‍ . ص 103، به اهتمام مهدي محقق؛ تفسير ابوالفتوح رازي، ج 8، ص 191، ذيل آيه‌ي 59 سوره‌ي احزاب؛ ميرزا ابوالحسنé êشعراني، نثر طوبي، واژه‌ي جلباب؛ عبدالرحيم صفي‌پور، منتهي الارب في لغة العرب، ج 1، ص 186، واژه‌ي جلب؛ ر. پ. آ: دزي، فرهنگ البسه‌ي مسلمانان، ص 117 و فياض زنجاني، «رساله‌ي حجابيه»، مجله‌ي کيهان انديشه، شماره‌ي 60، خرداد و تيرماه، سال 1374، ص 112. و نسخه‎ي‌ کهن تفسير مفردات قرآن، ص190، قسمت مفردات، سوره‎ي احزاب.

[11] . ر. ک: سيد مسعود معصومي، احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعي آنان (مطابق با نظرات آيات و مراجع تقليد) ص 65. و استفتائات آخر کتاب.


منبع : برگرفته از مقاله " تاريخچه حجاب" – باشگاه انديشه
سایت تبیان





+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:12  توسط یک زن ایرانی  | 

حجاب ، نه افراط نه تفریط

 

زن

اگر به انسان وساختار وجودی او، چه ازلحاظ جسمی و چه از نگاه روحی، بنگریم و از این رهگذر، نظری به انگیزه های نهفته و امیال گوناگون خفته در سرشت و خمیرمایه وجودی او كه «فطرت» نامیده می شود ، بیندازیم به راحتی درمی یابیم كه ازجمله نیرومندترین، بزرگترین و برترین نیروهای موجود در او ، حس و غریزه «جنسی» است.

میلی نیرومند كه اگر درمسیر صحیح و راه درست خویش هدایت نشود ، به سهولت سرچشمه گناهان بزرگ و معاصی نابخشوده می شود و پیامدی جز تبدیل زندگی پرنشاط و پویای انسانی به جان كندنی سراسر حزن، اندوه و تباهی درپی نمی آورد.

 

نگاهی كوتاه به خون ریزی ها، جنگ ها و عصیان های پدیدارشده درتاریخ تمدن بشری، بیش از همیشه، این واقعیت تلخ را جلوه گر می سازد كه:انسان درهیچ زمینه ای به این اندازه و پایه آسیب پذیر نیست و هیچ نیرویی درایجاد سركشی در نهاد او ، به پای این میل غریزی نمی رسد.

 

اندیشمندان و روشنفكران، با توجه به چنین نكته ای، از دیروز تا به امروز همراه با طرح فرضیه های گوناگون و ارائه نظریه های مختلف، سعی درمقابله اصولی و از رهگذر آن ، چاره جویی بنیادین در رویارویی با این غریزه و میل فطری داشته اند و دراین راه ، تاكنون نظریه های مختلف و متفاوت را بیان كرده اند. گروهی چون مانی، بودا و تولستوی گفته اند كه این میل نهفته و غریزه ذاتی را به كلی  باید از بین برد تا انسان و جامعه انسانی از آسیب های آن در امان باشد و گروهی دیگر چون فروید درمقابله با این نظر «افراطی» چنین گفته اند كه بازگشایی سدها و مجوز پیش روی به این میل در جامعه سبب ساز كاهش میزان جرم و ارتكاب جنایت در جامعه می شود.

درگیر و دار كشاكش میان این دونظر ، كه یكی جانب « افراط » می پیماید و دیگری جانب « تفریط » مكتبی زندگی آفرین چون « اسلام » كه همواره از جایگاه «اعتدال» و گریز از « افراط » و « تفریط » سخن می گوید ، راهكاری میانه و معتدل را ارایه كرده است.

راهكاری كه به رغم گذشت چهارده قرن از پیدایی آن، هنوز بوی تازگی از آن برمی خیزد ، اسلام، میل جنسی را به « رسمیت » می شناسد و حتی آن را پلید نیز نمی داند به شرط آن كه به درستی و با شیوه ای مناسب در مسیر « انسان ساز » خویش به حركت درآید.

 

راهكار مكتب « اسلام » درچنین اندیشه ای و درمقام عمل به آن به طوركلی، در دو راهبرد زیر خلاصه می شود:

الف- اقدام های كوتاه مدت و میان مدت چون ازدواج سهل و آسان درجامعه و ترویج فرهنگ آن درمیان اقشار گوناگون به ویژه جوانان.

ب- اقدام های بلندمدت و اساسی چون ازبین بردن زمینه های به كارگیری ناسالم این میل درجامعه برپایه دستورات و ارزش هایی چون: حجاب، عفاف، خویشتنداری و پرهیز از اختلاط بی رویه زنان و مردان.

این دو راهبرد كه برگرفته از دستورات صریح و فرمان های روشن پروردگار درقرآن، كلام الهی، است ما را دربیان فلسفه وجودی و «وجوبی» حجاب، و به بیانی درست تر پوشش، با نكاتی چون نكات زیر مواجه و روبرو می سازد:

 

الف- «امنیت» در معنای عام و در تمام ابعاد.

ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی روانی، از جمله مسایلی است كه در اندیشه اسلامی به آن، توجه كافی شده است. این اندیشه و توجه ، تا بدان پایه از ارزش و اعتبار برخوردار است كه از عمده وظایف دولت اسلامی، « ایجاد امنیت همه جانبه در جامعه» است.

برهنگی به معنای عدم پوشش و ناپوشیدگی در جامعه یا تضعیف و كم توجهی به آن، به دنبال خویش، پیامدهایی ناگوار چون آرایش، خودآرایی و عشوه گری را به همراه دارد و مردان و به ویژه جوانان را در معرض تحریك دایم عصبی و ایجاد التهاب و هیجان دروغین زودگذر در جامعه قرار می دهد.

این بار هیجان و التهاب آن چنان است كه گاه فرد را به بیماری روانی مبتلا می سازد و از این رو، او را به اعمالی وا می دارد كه سرچشمه بسیاری از مفاسد و معاصی دیگر می شود.

 

ب- نگاهی گذرا به متلاشی شدن خانواده ها در جوامع مختلف .

 نكته ای مسلم را به خودنمایی وامی دارد و آن این است كه: درهم شكستن حریم خانواده و برهنگی روزافزون در جامعه انسانی، جدایی(طلاق) و از هم گسیختگی خانواده ها و در پیامد آن، پدیده ای تلخ و جانسوز چون «فرزندان طلاق» را درپی می آورد ، زیرا در بازار آزاد برهنگی، زنان به صورت « كالای مشترك»،  به شمار می آیند و دیگر پیوند زناشویی قداست و پاكی خاص خویش را میان دو نفر كه به یكدیگر تعلق خاطر دارند ، ندارد . چراكه هر روز مردی را در دام زنی دیگر و زنی را در دام مردی دیگر فرومی افتد.

در بازار آزاد برهنگی، زنان به صورت « كالای مشترك»،  به شمار می آیند و دیگر پیوند زناشویی قداست و پاكی خاص خویش را میان دو نفر كه به یكدیگر تعلق خاطر دارند ، ندارد . چراكه هر روز مردی را در دام زنی دیگر و زنی را در دام مردی دیگر فرومی افتد.

ج- بسط و گسترش دامنه فحشا در جامعه و افزایش شمار فرزندان نامشروع.

 از دیگر دلایل این فلسفه «وجوبی» است. نگاهی كوتاه به آمار تولد فرزندان نامشروع در كشور ایالات متحده آمریكا (سال 1999میلادی) نشان گر آن است كه درحدود فرزندان تازه تولد یافته، فرزندان تازه ولادت یافته نامشروع هستند. اگر صادقانه و با انصاف به شكل گیری چنین روندی نظر اندازیم، مشاهده می كنیم كه از جمله بسترسازهای اساسی در وقوع چنین فرآیندی، برهنگی و روابط بی حد و حصر در میان زنان و مردان است.

 

د- هنگامی كه «برهنگی» زن در جامعه به ارزش تبدیل شود ، پیامد طبیعی آن «افزایش » روزافزون آرایش و خودنمایی او در جامعه است. در چنین جامعه ای، زن دیگر از راه ارایه «علم»، «آگاهی» و «دانایی» ارزش نمی یابد. بلكه چون «عروسكی» از راه جاذبه جنسی افزون تر به وسیله كسب درآمد گروهی انسان آلوده  تبدیل می شود و كار را به جایی می رساند كه این اصل در جامعه، پای می گیرد كه: «هرچه جاذبه جنسی افزون تر، ارزش شخصیتی بیشتر!»

در ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بیش ترین شهرت زنان در وسایل ارتباط جمعی و افكار عمومی از آن زنان «هنرپیشه» و «آوازه خوان» بود؛ آن چنان كه هرچه این زنان در شكستن حریم اخلاقی جامعه از خود سخت كوشی بیشتری نشان می دادند، به همان اندازه، بر صفحه مطبوعات و قاب تلویزیون از ارزشی افزون تر برخوردار می شدند.

 

منبع : پیام شرق – با تلخیص

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 18:50  توسط یک زن ایرانی  | 

مطالب قدیمی‌تر